السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

54

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

مورد سومِ اختلاف ، اختلافى است كه محمول بر حسب توهّم غلط قابل سلب شدن از موضوع انگاشته مىشود . فى المثل در مورد « الانسان انسان » توهّم مىشود كه انسانيت از انسان قابل سلب است . آن‌گاه براى دفع توهّم ، محمول بر موضوع حمل مىشود تا اثبات شود كه سلب محمول از موضوع امكان ناپذير است ؛ زيرا « سلب الشىء عن نفسه » محال است . در تمام موارد فوق محمول از سنخ مفهوم است لكن چون گاهى حمل اولى در قلمرو وجود خارجى پديد مىآيد و گفته مىشود « الوجود وجودٌ » بهتر است كه به جاى حمل مفهومى اولى به « حمل ذاتى اولى » تعبير شود تا شامل موردى هم بشود كه حمل ميان مفهوم نيست . بلكه ميان ذات وجود است . * قوله : لكن التعارف العامى . مقصود از تعارف عامى عرف عموم فلاسفه است عامهء فلاسفه ازحمل فقط حمل اوّلى ذاتى و حمل شايع صناعى را ارائه كرده‌اند . درحالى كه موارد ديگرى از حمل وجود داردمانند حمل حقيقت بر رقيقه كه در پايان فصل بدان اشاره مىشود . لكن عرف فلاسفه از ميان اقسام حمل فقط به همين دو مورد اكتفا كرده است . قسم دوم « حمل شايع صناعى » است و آن عبارت است از اختلاف دو مفهوم كه در وجود با يك‌ديگر متحدند ، مانند « زيدٌ انسان است » ، « پنبه سفيد است » يا « ضاحك متعجب است » بديهى است مفهوم انسان كه يك ماهيت كلى است با زيد كه يك فرد است يا با سفيدى كه يكى از عوارض شخصيه است ، متفاوت است . اما اين دو مفهوم وجوداً يكى هستند . همانطور كه مفهوم سفيدى با مفهوم پنبه يا مفهوم خندان بودن با مفهوم متعجب بودن از نظر وجود اتحاد وجودى دارند . گرچه سفيدى در مقام وجود از پنبه جدا نيست ، همان گونه كه خندان بودن از متعجب بودن جدا نيست . لكن مفهوم سفيدى غير از مفهوم پنبه و مفهوم خندان بودن غير از متعجب بودن است . حمل شايع را از اين جهت « شايع » مىنامند كه موارد استعمال آن فراوان است . و از